این مطلب ۱۷ بار خوانده شده

طایفه های لرستان ( قسمت ۱)

لرستان را ازنظر سکوت لرها میتوان بدو قسمت که بواسطهء کبیر کوه‏ (کَوَر) از هم جدا می شوند تقسیم کرد: ۱- پیشکوه با نسبت سه پنجم ۲- پشتکوه با نسبت دو پنجم

لرستان در مغرب ایران واقع و از طرف شمال به خاک کرمانشاهان و خزل‏ و نهاوند و بروجرد و سیلاخور تا چهارلنگ بختیاری و از سمت مشرق به کوه های‏ بختیاری چهارلنگ و هشت‏لنگ و از طرف جنوب به خوزستان و از جانب مغرب‏ به کرمانشاهان محدود می شود.  

      لرستان را ازنظر سکوت لرها میتوان بدو قسمت که بواسطهء کبیر کوه‏ (کَوَر) از هم جدا می شوند تقسیم کرد:      ۱- پیشکوه با نسبت سه پنجم     ۲- پشتکوه با نسبت دو پنجم

۱- پیشکوه شهر خرم‏آباد در فطعه پیشکوه و تقریبا مرکز آن قرار دارد و قلعه فلک الافلاک که در ضلع شرقی شهر روی قطعه سنگی واقع و از بناهای اتابکان لرستان است‏ و گویند قلعه مزبور در زمان حکومت ظل السلطان (دوران قاجاریه) خراب و منهدم‏ گردیده و تعمیر و ساختمان مجدد آن مرهون عصر پهلوی می باشد. خرم‏آباد در ۵۵۳ کیلومتری جنوب غربی طهران واقع ، طول جغرافیائی ۴۸ درجه و ۲۱دقیقه و عرض ۳۳ درجه و ۳۲ دقیقه اختلاف ساعت با طهران ۱۲ دقیقه‏ و ۱۸ ثانیه مقدم است یعنی ۱۲ طهران مساوی است با ۱۱ و ۴۷ دقیقه و ۴۲ ثانیه‏ خرم‏آباد.

۲طوایف پیشکوه طوائف عمده عبارتند از بالاگریوه - سلسله – دلفان – طرحان - چگنی طوایف بالاگریوه که به هفت تیره منقسم میشوند:

۱- بیرانوند

۲- دالوند

۳- قاید رحمت

۴- سگوند

۵- پایی

۶- جودکی

۷- دیر کوند یادیریکوند

 

۱- بیرانوند - حدود دوازده هزار خانوار و از بزرگ ترین تیره‏های لرستان‏ می باشد ییلاق آنها «هرو» معروف به هروی پرانوند و قشلاق شان پشتکوه است.

۲- دالوند - قریب هشت صد خانوار محل آنها هروی دالوند است سابقا ییلاق و قشلاق می کردند ولی سالها است در محل خود سکونت اختیار کرده و زمستان در ده و تابستان در چادر بسر می برند جمعیت آنها سابقا زیادتر بوده‏ ولی بواسطهء تعدیاتی که بآنها وارد آمد عده‏ای به دهات سیلاخور کوچ کردند.

۳- قاید رحمت - عده آنها قریب شش صد خانوار بوده ولی چندی متفرق‏ و بدهات سیلاخور هجرت کردند تا حصول امنیت دوباره جمع و در محل ییلاق‏ خود که معروف به هروی قاید رحمت است در خانه‏هائی که تدارک کرده‏اند سکونت‏ و تابستان را در زیر چادر به سر می برند.

۴- سگوند - عده آنها حدود شش هزار خانوار و به دو جوقه «رحیمخانی» و «عالیخانی» تقسیم می شوند و باهم اختلاف دارند املاک شان از طایفه ساکی بوده‏ و ظاهرا غصب کرده‏اند ییلاق شان -و بستان- ازنا- خیار کل- کرت و کیان می باشد قشلاق شان صحرای کرر و دزفول و اطراف رود کرخه و خاک پشتکوه است ولی‏ ملکی در گرمسیر ندارند و برای علف‏چر بیابان گردی می کنند و چندی است که‏ سکوند عالیخانی به خوزستان و پشتکوه نمی روند و در بلوک جنوبی خرم‏آباد و کنار رود کشکان را برای خود قشلاق قرار داده‏اند.

۵- پاپی- که قریب یک هزار خانوار می باشند ییلاق شان طرف شرقی لرستان‏ و در جوار بختیاری است املاک شان گرچه خوش آب ‏و هوا است لیکن بواسطه‏ کمی زمین زراعت قلیلی دارند و قشلاق شان نزدیک و در خاک دیرکوند می روند به همین نام است سکونت داشته و به قشلاق نمی روند و با بختیاری‏ها خلطه و آمیزش و وصلت دارند جنگل های پایی درخت های انگور و انار و انجیر زیادی دارد و مردمش‏ با اینکه نسبت بسایر طوایف لرستان کمتر به شهر مراوده دارند اغلب با هوش و فراست هستند.

۶-جودکی- تقریبا یک هزار خانوار می شوند ییلاق شان (چمشک) و (آب‏ سرد) و (آدآباد) و (قلعه نصیر) که در مرکز جنوب پیشکوه واقع است می باشد قشلاق شان جایدر محل قشلاقی سابق حسنوند و متصل بمحل ییلاقی آنها است.

۷- دیر کوند - این طایفه سه تیره‏اند بهاروند – قلاوند - زنیل‏وند. الف- بهاروند - متجاوز از دو هزار خانوارند ییلاق آنها قسمت شرقی لرستان‏ از قبیل کرکی و سگزه قشلاق آنها حدود آب زال تا نزدیکی قیلاب است‏ ( قیلاب از دهستان های بخش اندیمشک و درباختر رودخانه دز و جنوب دهستان‏ سگزه قرار دارد) ییلاق آنها بیشتر کوهستان و اراضی زراعتی کم دارد بنابراین‏ عده‏ای از این طایفه در بلوک خرم‏آباد زراعت می نمایند. ب-قلاوند - قریب ۸۰۰ خانوار و در جنوب شرقی لرستان (هم خاک با بهاروند و پاپی) سکونت دارند قشلاق شان هم قیلاب از خاک لرستان که تا دزفول‏ حدود ۶ الی ۷ فرسخ فاصله دارد و در نتیجه ییلاق و قشلاق شان متصل بهم می باشد و در ییلاق و قشلاق درخت انگور و انجیر و انار جنگلی دارا می باشند. ج-زنیل وند - قریب ۲۰۰ خانور و ملک آنها (ماژین) در سواحل رود صمیره دامنه کبیرکوه (کَوَر) واقع است ییلاق و قشلاق شان در یک محل ولی گرمسیر و کم زراعت است و صیمره که محل مرغوب و حاصل خیز است وصل به خاک آنها و مورد استفاده می باشد. صیمره خالصه دولتی بوده و والی پشتکوه آنرا خریداری و به میر صید محمد خان‏۳ سرکرده آنها واگذار نموده که در آنجا زراعت می کنند توضیح آنکه‏ میرهای دیر کوند از بنی عباس و سرکرده و رئیس دیرکوند بوده ولی مدتها است‏ طایفه دیرکوند (بهاروند و قلاوند و زنیل‏وند) به آنها اعتنائی نداشته و تمکین‏ نمی کنند و آنها نیز که در حدود ۴۰۰ خانوار می باشند جداگانه برای خود زندگانی‏ می نمایند.

پی نوشت ها

۱- لرستان در دورهء قاجاریه یکی از ولایات ایران و والی آن در بر وجود اقامت‏ داشت و بعدا در قانون تقسیمات کشور مصوب ۱۶ آبانماه ۱۳۱۶ بروجرد و خرم‏آباد هردو جزء شهرستان‏های تابعه استان ششم (خوزستان) تعیین شدند و اخیرا دولت‏ لرستان را به فرمانداری کل تبدیل کرده است.

۲- به صفحهء ۱۳۹ و ۱۴۰ مجلد ششم فرهنگ جغرافیائی ایران مراجعه شود.

۳- میر مخفف امیر بمعنای حاکم و فرمانرا و سردار است و در میر آب و میراخور هم آمده و به معنای رئیس آب و بزرگ آخور و مهتر آمده است و اما صید در لغت‏ بمعنای شکار است و یا جانوری که شکار میشود و اگر با صاد مکسور و یا مفتوح و یاء مشدد مکسور خوانیم جز محرف سید با سین لغت دیگری نمی تواند باشد که آنهم‏ به معنای بزرگ و سردار و آقا و پیشوا می آید و بربنده کاملا مفهوم و معنای صید باصاد که لرهای بنی العباس بخود لقب داده‏اند معلوم نگردید.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

تبلیغات